مرتضى مطهرى

39

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

كسى كه روز اوّل آمد اين خان را ساخت ، بعد هم رفت دنبال كارش . خدا را به منزلهء بنّاى عالم حساب مىكنيم ، آن سازندهء اوّل عالم كه اگر عالم اوّل نداشته باشد ، سازنده هم ديگر ندارد . مسلّم خدا اگر مثل بنّا مىبود [ بايد عالم هم اوّل مىداشت ] . اين خانه اگر اوّل نداشته باشد يعنى به همين هيئت و وضعى كه هست از ازل همين جور بوده ، خوب بنّايى حتما نداشته ، چون بنّا مىآيد اين را به اين وضع ، به اين صورت مىسازد ، ولى در باب خدا چطور ؟ در باب خدا اين جور نيست . هيچ براى ما فرق نمىكند كه ما زمان را متناهى بدانيم يا نامتناهى ، اينها براى بحث در وجود خدا تأثير ندارد . اين هم يك مطلب . مطلب ديگر : راههاى اثبات وجود خدا چيست ؟ از چه راههايى مىشود وارد شد براى اثبات وجود خدا ؟ آيا اين راهها راههاى مختلفى است يا راههاى مختلفى نيست ؟ اين مسأله باشد براى جلسهء بعد . . . . صيادى داشت مىرفت . يك مرغى ، كبوترى از بالا حركت مىكرد ، سايه‌اش افتاده بود روى زمين . او توجه نداشت كه اصلا اين چيزى نيست ؛ خيال مىكرد اين خودش چيزى است . اين را دنبال مىكرد ، هميشه مىرفت و نمىدانست آن كه اصل است يك چيزى است كه بالاى سر اوست و اين سايه‌اى از سايه‌هاى اوست . - . . . درست است ، مىشود . استاد : نمىخواهم بگويم درست است يا درست نيست . البته ما در مقام اثبات « مثال » نيستيم . « مثال » افلاطونى قابل بحث است و خودش تاريخچه‌اى دارد . « مثال » افلاطونى كه تصور افلاطون از « مثال » چه بوده ، بعد ديگران در اين زمينه چه گفته‌اند ، خودش يك مطلبى است ولى ما اينجا به عنوان مثال و براى توضيح مطلب عرض كرديم ، نخواستيم بگوييم « مثال » افلاطونى درست است يا درست نيست . - يكى از خانمها سؤال كرده‌اند كه فرموديد خدا شيئى جدا از اشياء نيست ، بلكه در اشياء است ؛ بنابراين « به سوى خدا » چه مفهومى دارد ؟ استاد : اينكه عرض كرديم كه خدا در اشياء است نخواستيم همهء مطلب را اينجا